تبلیغات
مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban - عارف و صوفی از نگاه لسان الغیب

مجذوبان نور,تصوف,صوفیه,دراویش گنابادی,majzooban

                                                     گنابادیه

 حافظ دائما ازعارف به نیکی یاد و از صوفی مذمت میکند.و این خود دلیل روشنی است بر آنکه عارف و صوفی نزد او دارای دو معنای کاملا متفاوت بوده است.درباره عارف میگوید:
سر خدا که عارف سالک به کس نگفت+درحیرتم که باده فروش از کجا شنید (1)
عارفی کو کند فهم زبان سوسن+ تا بپرسد که چرا رفت و چرا باز آمد                                             

و در باره صوفی میگوید:
خیز تا خرقه صوفی به خرابات بریم+ شطح و طامات به بازار خرافات بریم(2)
..............
صوفی نهاد دام و سر حقه باز کرد+ بنیاد مکر با فلک حقه باز کرد
ای دل بیا که ما به پناه خدا رویم+ زآنچه آستین کوته و دست دراز کرد(3)

آستین کوته یعنی همان خرقه درویشان که معمولا آستین کوتاه بوده است ودست دراز کنایه از آن است که صوفیان به حق خود قانع نبوده و از حریم خود تجاوز می کنند.

نقد صوفی نه همه صافی بی غش باشد+ ای بسا خرقه که مستوجب آتش باشد
خوش بود گر محک تجربه آید به میان + تا سیه روی شود هر که در او غش باشد(4)

و در جای دیگر عمل درویشان را عمل دجال و روش آنان را همان روش افراد ملحد دانسته است:
کجاست صوفی دجال فعل ملحد شکل+ بگو بسوز که مهدی دین پناه رسید(5)
...........................................................................
1- لسان الغیب با تصحیح پژمان بختیاری ص239
2-همان ص169
3-همان ص367
4-همان ص129
5-همان ص155




برچسب ها: حافظ، مزار سلطانی، مجذوبان نور، عارف، عرفان و تصوف، عارف و صوفی، majzooban noor،
مطالب مرتبط: ادیان نت، نشر راه نیکان، فرقه نیوز، صوفیه نت، مزار سلطانی،
داغ کن: داغ کن - کلوب دات کام
به اشتراک گذاری:

نوشته شده در تاریخ : سه شنبه 30 دی 1393 توسط : v .y